Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد
۲
داغ حسرت عاشقان را سر به سر بر دل نهاد
۳
دلبران بی دل شدند زانگه که او بربست بار
۴
عاشقان دادند جان چون پای در محمل نهاد
۵
روز من چون تیره زلفش گشت از هجران او
۶
چون بدیدم کان غلامش رخت بر بازل نهاد
۷
زان جمال همچو ماهش هر چه بود از تیره شب
۸
شد هزیمت چون نگارم رخ سوی منزل نهاد
۹
زاب چشم عاشقان آن راه شد پر آب و گل
۱۰
تا به منزل نارمید او گام خود در گل نهاد
۱۱
راه او پر گل همی شد کز فراق خود همی
۱۲
در دو دیدهٔ عالمی از عشق خود پلپل نهاد
۱۳
چاکر از غم دل ز مهرت برگرفت از بهر آنک
۱۴
با اصیل الملک خواجه اسعد مقبل نهاد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.