غزل شمارهٔ ۹۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
با من بت من تیغ جفا آخته دارد
۲
صبر از دل من جمله برون تاخته دارد
۳
او را دلم آرامگهست و عجبست این
۴
کارامگه خویش برانداخته دارد
۵
صد مشعله از عشق برافروخته دارم
۶
تا صد علم از حسن برافراخته دارد
۷
جانم ببرد تا ندبی نرد ببازم
۸
زیرا که دلم در ندبی باخته دارد
۹
صد سلسله دارد ز شبه ساخته بر سیم
۱۰
آن سلسله گویی پی من ساخته دارد