Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۰۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نور رخ تو قمر ندارد
۲
شیرینی تو شکر ندارد
۳
خوش باد عشق خوبرویی
۴
کز خوبی او خبر ندارد
۵
دارندهٔ شرق و غرب سلطان
۶
والله که چو تو دگر ندارد
۷
رضوان بهشت حق یقینم
۸
چون تو به سزا پسر ندارد
۹
خوبی که بدو رسید بتوان
۱۰
باغی باشد که در ندارد
۱۱
با زر بزید به کام عاشق
۱۲
پس چون کند آنکه زر ندارد
۱۳
بی وصل تو بود عاشقانت
۱۴
چون شخص بود که سر ندارد
۱۵
رو خوبی کن چنانکه خوبی
۱۶
کاین خوبی دیر بر ندارد
۱۷
هر چند نصیحت سنایی
۱۸
نزد تو بسی خطر ندارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.