Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۰۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا لب تو آنچه بهتر آن برد
۲
کس ندانم کز لب تو جان برد
۳
دل خرد لعل تو و ارزان خرد
۴
جان برد جزع تو و آسان برد
۵
کیست آن کو پیش تو سجده نبرد
۶
بنده باری از بن دندان برد
۷
زلف تو چوگان به دست آمد پدید
۸
صبر کن تا گوی در میدان برد
۹
مردن مردان کنون آمد پدید
۱۰
باش تا شبرنگ در جولان برد
۱۱
من کیم کز تو توانم برد ناز
۱۲
ناز تو گر تو تویی سلطان برد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.