Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۲۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد
۲
از وجود نیستی باید که خط بر جان کشد
۳
در نوردد مفرش آزادگی از روی عقل
۴
رخت بدبختی ز دل از خانهٔ احزان کشد
۵
گر چه دشوارست کار عاشقی از بهر دوست
۶
از محبت بر دل و جان رخت عشق آسان کشد
۷
رهروی باید که اندر راه ایمان پی نهد
۸
تا ز دل پیمانهٔ غم بر سر پیمان کشد
۹
دین و پیمان و امانت در ره ایمان یکیست
۱۰
مرد کو تا فضل دین اندر ره ایمان کشد
۱۱
لشکر لا حول را بند قطیعت بگسلد
۱۲
وز تفاوت بر شعاع شرع شادروان کشد
۱۳
خلق پیغمبر کجا تا از بزرگان عرب
۱۴
جور و رنج ناسزایان از پی یزدان کشد
۱۵
صادقی باید که چون بوبکر در صدق و صواب
۱۶
زخم مار و بیم دشمن از بن دندان کشد
۱۷
یا نه چون عمر که در اسلام بعد از مصطفا
۱۸
از عرب لشکر ز جیحون سوی ترکستان کشد
۱۹
پارسایی کو که در محراب و مصحف بی گناه
۲۰
تا ز غوغا سوزش شمشیر چون عثمان کشد
۲۱
حیدر کرار کو کاندر مصاف از بهر دین
۲۲
در صف صفین ستم از لشکر مروان کشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.