غزل شمارهٔ ۱۲۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مردمان دوستی چنین نکنند
۲
هر زمان اسب هجر زین نکنند
۳
جنگ و آزار و خشم یکباره
۴
مذهب و اعتقاد و دین نکنند
۵
چون کسی را به مهر بگزینند
۶
دیگری را بر او گزین نکنند
۷
در رخ دوستان کمان نکشند
۸
بر دل عاشقان کمین نکنند
۹
چون منی را به چارهها کردن
۱۰
دل بیگانه را رهین نکنند
۱۱
روز و شب اختیار مهر کنند
۱۲
سال و مه آرزوی کین نکنند
۱۳
چون وفا خوبتر بود که جفا
۱۴
آن کنند اختیار و این نکنند
۱۵
بر سماع حزین خورند شراب
۱۶
لیک عاشق را حزین نکنند
۱۷
زلف پر چین ز بهر فتنهٔ خلق
۱۸
همچو زلف بتان چین نکنند
۱۹
اینهمه میکنی و پنداری
۲۰
که ترا خلق پوستین نکنند
۲۱
مکن ای لعبت پریزاده
۲۲
که پریزادگان چنین نکنند
۲۳
همه شاه و گدا و میر و وزیر
۲۴
بهر دنیا به ترک دین نکنند