Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۲۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر سال عمر من به سر آید روا بود
۲
اندی که سال عیش همیشه به جا بود
۳
پایان عاشقی نه پدیدست تا ابد
۴
پس سال و ماه و وقت در او از کجا بود
۵
ای وای و حسرتا که اگر عشق یک نفس
۶
در سال و ماه عمر ز جانم جدا بود
۷
ای آمده به طمع وصال نگار خویش
۸
نشنیده‌ای که عشق برای بلا بود
۹
پروانهٔ ضعیف کند جان فدای شمع
۱۰
تا پیش شمع یک نظرش را سنا بود
۱۱
دیدار وی همان بود و سوختن همان
۱۲
گویی فنای وی همه اندر بقا بود
۱۳
آن را که زندگیش به عشق‌ست مرگ نیست
۱۴
هرگز گمان مبر که مر او را فنا بود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.