غزل شمارهٔ ۱۵۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جمع خراباتیان سوز نفس کم کنید
۲
باده نهانی خورید بانگ جرس کم کنید
۳
نیست جز از نیستی سیرت آزادگان
۴
در ره آزادگان صحو و درس کم کنید
۵
راه خرابات را جز به مژه نسپرید
۶
مرکب طامات را زین هوس کم کنید
۷
مجمع عشاق را قبلهٔ رخ یار بس
۸
چون به نماز اندرید روی به پس کم کنید
۹
قافلهٔ عاشقان راه ز جان رفتهاند
۱۰
گر ز وفا آگهید قصد فرس کم کنید
۱۱
روی نبینیم ما دیدن سیمرغ را
۱۲
نیست چو مرغی کنون ز آه و نفس کم کنید
۱۳
گر نتوانید گفت مذهب شیران نر
۱۴
در صف آزادگان عیب مگس کم کنید