Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۵۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عاشق مشوید اگر توانید
۲
تا در غم عاشقی نمانید
۳
این عشق به اختیار نبود
۴
دانم که همین قدر بدانید
۵
هرگز مبرید نام عاشق
۶
تا دفتر عشق بر نخوانید
۷
آب رخ عاشقان مریزید
۸
تا آب ز چشم خود نرانید
۹
معشوقه وفا به کس نجوید
۱۰
هر چند ز دیده خون چکانید
۱۱
اینست رضای او که اکنون
۱۲
بر روی زمین یکی نمانید
۱۳
اینست سخن که گفته آمد
۱۴
گر نیست درست بر مخوانید
۱۵
بسیار جفا کشید آخر
۱۶
او را به مراد او رسانید
۱۷
اینست نصیحت سنایی
۱۸
عاشق مشوید اگر توانید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.