غزل شمارهٔ ۱۵۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر که او معشوق دارد گو چو من عیار دار
۲
خوش لب و شیرین زبان خوش عیش و خوش گفتار دار
۳
یار معنی دار باید خاصه اندر دوستی
۴
تا توانی دوستی با یار معنی دار دار
۵
از عزیزی گر نخواهی تا به خواری اوفتی
۶
روی نیکو را عزیز و مال و نعمت خوار دار
۷
ماه ترکستان بسی از ماه گردون خوبتر
۸
مه ز ترکستان گزین و ز ماه گردون دون عار دار
۹
زلف عنبر بار گیر و جام مالامال کش
۱۰
دوستی با جام و با زلفین عنبر بار دار
۱۱
ور همی خواهی که گردد کار تو همچون نگار
۱۲
چون سنایی خویشتن در عشق او بر کار دار