Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۹۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بر من از عشقت شبیخون بود دوش
۲
آب چشمم قطرهٔ خون بود دوش
۳
در دل از عشق تو دوزخ می‌نمود
۴
در کنار از دیده جیحون بود دوش
۵
ای توانگر همچو قارون از جمال
۶
عاشق از عشق تو قارون بود دوش
۷
ای به رخ ماه زمین بی روی تو
۸
مونس من ماه گردون بود دوش
۹
بی تو دوش از عمر نشمردم همی
۱۰
کز شمار عمر بیرون بود دوش
۱۱
چون شب دوشین شبی هرگز مباد
۱۲
کز همه شبها غم افزون بود دوش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.