Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۰۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چه رسمست آن نهادن زلف بر دوش
۲
نمودن روز را در زیر شب پوش
۳
گه از بادام کردن جعبهٔ نیش
۴
گه از یاقوت کردن چشمهٔ نوش
۵
برآوردن برای فتنهٔ خلق
۶
هزاران صبحدم از یک بناگوش
۷
تو خورشیدی از آن پیش تو آرند
۸
فلک را از مه نو حلقه در گوش
۹
پری و سرو و خورشیدی ولیکن
۱۰
قدح گیر و کمربند و قباپوش
۱۱
گل و مه پیش تو بر منبر حسن
۱۲
همه آموخته کرده فراموش
۱۳
سنایی را خریدستی دل و جان
۱۴
اگر صد جان دهندت باز مفروش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.