Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۵۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر گه که به تو در نگرم خیره بمانم
۲
من روی ترا ای بت مانند ندانم
۳
هر گه که برآیی به سر کو به تماشا
۴
خواهم که دل و دیده و جان بر تو فشانم
۵
هجرانت دمار از من بیچاره برآورد
۶
گر دست نگیری تو مرا زنده نمانم
۷
یک ره نظری کن به سوی بنده نگارا
۸
ای چشم و چراغ من و ای جان جهانم
۹
گر هیچ ظفر یابم یک روز بر آن کوی
۱۰
هرگز نشوم مرده و جاوید بمانم
۱۱
گر دولت یاری کند و بخت مساعد
۱۲
من فرق سر از چرخ فلک در گذرانم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.