غزل شمارهٔ ۲۶۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بی تو یک روز بود نتوانم
۲
بی تو یک شب غنود نتوانم
۳
یار جز تو گرفت نتوانم
۴
نام جز تو شنود نتوانم
۵
چون ترا در خور تو بستایم
۶
دیگران را ستود نتوانم
۷
کشت دیگر بتان ندارد بر
۸
کشت بیبر درود نتوانم
۹
گر بتان زمانه جمع شوند
۱۰
بر تو کس را فزود نتوانم
۱۱
جز به فر تو ای امیر بتان
۱۲
گوی دولت ربود نتوانم
۱۳
همه شادی من ز دیدن تست
۱۴
جز به تو شاد بود نتوانم
۱۵
به زبان حال دل همی گویم
۱۶
گر همی دل ربود نتوانم