Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چنگ در فتراک عشق هیچ بت رویی مزن
۲
تا به شکرانهٔ نخست اندر نبازی جان و تن
۳
یا دل اندر زلف چون چوگان دلبندان مبند
۴
یا چو مردان جان فدا کن گوی در میدان فگن
۵
هر چه از معشوق آید همچو دینش کن درست
۶
وآنچه از تو سر برآرد بت بود در هم شکن
۷
گرم رو باش اندرین ره کاهلی از سر بنه
۸
تا نمانی ناگهان انگشت حیرت در دهن
۹
راه دشوارست همره خصم و منزل ناپدید
۱۰
توشه رنجست و ملامت مرکب اندوه و محن
۱۱
اندرین ره گر بمانی بی‌رفیق و راهبر
۱۲
دست خدمت در رکاب سید ایام زن
۱۳
خویشتن را در میان نه بی‌منی در راه عشق
۱۴
زان که بس تنگست ره اندر نگنجد ما و من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.