Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۰۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ساقیا مستان خواب آلوده را بیدار کن
۲
از فروغ باده رنگ رویشان گلنار کن
۳
لاابالی پیشه‌گیر و عاشقی بر طاق نه
۴
عشق را در کار گیر و عقل را بیکار کن
۵
گر ز چرخ چنبری از غم همی خواهی نجات
۶
دور باده پیش گیر و قصد زلف یار کن
۷
پنج حس و چار طبع از پنج باده برفروز
۸
وز دو گیتی دل به یکبار از خوشی بیزار کن
۹
دانشت بسیار باشد چونکه اندک می خوری
۱۰
دانشی کو غم فزاید از میش بردار کن
۱۱
ور ز راه پنج حس خواهی که یار آید ترا
۱۲
پنج باده نوش کن هر پنج در مسمار کن
۱۳
دوستار عشق گشتی دشمن جانان مشو
۱۴
چاکری می چون گرفتی بندگی خمار کن
۱۵
ور به عمر اندر به نادانی نشسته بوده‌ای
۱۶
از زبان عاجزی یکدم یک استغفار کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.