غزل شمارهٔ ۳۱۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای نگار دلبر زیبای من
۲
شمع شهرافروز شهرآرای من
۳
جز برای دیدنت دیده مباد
۴
روشنایی دیدهٔ بینای من
۵
جان و دل کردم فدای مهر تو
۶
خاک پایت باد سر تا پای من
۷
از همه خلقان دلارامم تویی
۸
ای لطیف چابک زیبای من
۹
چون قضیب خیزران گشتم نزار
۱۰
در غمت ای خیزران بالای من
۱۱
رحمت آری بر من و دستم گری
۱۲
گر نیاری رحم بر من وای من
۱۳
زار مینالم ز درد عشق زار
۱۴
زان که تا تو نشنوی آوای من