Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۱۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر کار به جز مستی اسکندر می من
۲
ور معجزه شعرستی پیغمبر می من
۳
با اینهمه گر عشق یکی ماه نبودی
۴
اندر دو جهان شاه بلند اختر می من
۵
ماهی و چه ماهی که ز هجرانش برین حال
۶
گر من به غمش نگرومی کافر می من
۷
گر بندهٔ خوی بد خود نیستی آن ماه
۸
حقا که به فردوس همش چاکر می من
۹
گر نیستی آن رنج که او ریش درآورد
۱۰
وی گه که درین وقت چگوید درمی من
۱۱
بودیش سر عشق من و برگ مراعات
۱۲
گر چون دگران فاسق در کون بر می من
۱۳
گر تیر برویی زندم از سر شنگی
۱۴
از شادی تیرش به هوا بر پر می من
۱۵
گادیم بر آنگونه که از جهل و رعونت
۱۶
از گردن خود بفگنمی گر سرمی من
۱۷
هر روز دل آید که مگر نیک شود یار
۱۸
گر خر نیمی عشوهٔ او کی خر می من
۱۹
گر بلفرج مول خبر یابدی از من
۲۰
زین روی برین طایقه سر دفتر می من
۲۱
پس در غم آنکس که ز گل خار نداند
۲۲
عمر از چه کنم یاد که رشک خور می من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.