Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۲۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دوست ره جفا رها کن
۲
تقصیر گذشته را قضا کن
۳
بر درگه وصل خویش ما را
۴
با حاجب بارت آشنا کن
۵
در صورت عشق ما نگارا
۶
بدخویی را ز خود جدا کن
۷
آخر روزی برای ما زی
۸
آخر کاری برای ما کن
۹
ماها تو نگار خوش لقایی
۱۰
با ما دل خویش خوش لقا کن
۱۱
من دل کردم ز عشق یکتا
۱۲
تو رشتهٔ دوستی دو تا کن
۱۳
اکنون که تو تشنهٔ بلایی
۱۴
راضی شده‌ام هلا بلا کن
۱۵
ورنه تو که سغبهٔ جفایی
۱۶
تن در دادم برو جفا کن
۱۷
در جمله همیشه با سنایی
۱۸
کاری که کنی تو بی ریا کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.