زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۳۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
۲
وی سرو سمن سیما آخر چه کمالست این
۳
کوشم به وفای تو کوشی به جفای من
۴
کس نی که ترا گوید آخر چه خیالست این
۵
نابوده شبی شادان از وصل تو ای جانان
۶
در هجر مرا کشتی آخر چه وبالست این
۷
شد اصل همه شادی ای دوست وصال تو
۸
ای اصل همه شادی آخر چه وصالست این
۹
هر گه که مرا بینی گویی که: مرا خواهی؟
۱۰
گر می‌ندهی عشوه آخر چه سوالست این
۱۱
خواهم که ترا بینم یک بار به هر ماهی
۱۲
تن درندهی با من آخر چه ملالست این
۱۳
هر مرغ که زیرک‌تر هر مرد که عاقل‌تر
۱۴
در شد به جوال تو آخر چه جوالست این

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.