زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۳۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
۲
توشهٔ جانها در آن گوشهٔ شبپوش بین
۳
پیش رکابت جمال کیست گرفته عنان
۴
چرخ جفا کیش بین لعل وفا کوش بین
۵
گردش ایام دوش تعبیه‌ای ساختست
۶
سوختهٔ عشق باش ساختهٔ دوش بین
۷
برگذر و کوی او غرقه چو من صد هزار
۸
عاشق جانباز بین مرد کفن‌پوش بین
۹
گوش مینبار و آن نغمه و دستان شنو
۱۰
دیده برانداز و آن خط و بناگوش بین
۱۱
در بر تنگ شکر مار جهانسوز بین
۱۲
بر سر سنگ سیاه صبر جگرجوش بین
۱۳
گر چه دل ریش ما بر سر سودای اوست
۱۴
بر دل او یاد ما جمله فراموش بین
۱۵
صف زده در پیش او خلق خروشان شده
۱۶
تن زده آن ماه را فارغ و خاموش بین
۱۷
بهرهٔ ما دیده‌ای ناله و فریاد ازو
۱۸
بهرهٔ هر ناکسی بوسه و آغوش بین
۱۹
ساقی فردوس را از پی بازار او
۲۰
بر در میخانه‌ها بلبله بر دوش بین
۲۱
زلفش یکسو فگن و آنگه در زیر زلف
۲۲
جان سنایی ز عشق خسته و مدهوش بین

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.