غزل شمارهٔ ۳۴۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گر نشد عاشق دو زلف یار بر رخسار او
۲
چون ز ما پنهان کند هر ساعتی دیدار او
۳
یک زمان در هجر و وصل او شود خرم دلم
۴
این چه آفت رفت یارب بر من از دیدار او
۵
غمزهٔ غماز او چون میرباید جان و دل
۶
گر نشد جادو به رخ آن طرهٔ طرار او
۷
گر نیابم وصل رویش باشد از وی اینقدر
۸
عمر یارب میگذارم در غم تیمار او
