زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۶۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا بدیدم زلف عنبرسای تو
۲
وان خجسته طلعت زیبای تو
۳
جان‌و دل نزدت فرستادم نخست
۴
آمدم بی‌جان و دل در وای تو
۵
بی دل و بی‌جان ندارد قیمتی
۶
بنگر این بی‌قیمت اندر جای تو
۷
آستین پر خون و دیده پر سرشگ
۸
چشم خیره در رخ زیبای تو
۹
مشک و عنبر بارد اندر کل کون
۱۰
چون فشانی زلفک رعنای تو
۱۱
من نیارم دید در باغ طرب
۱۲
سرو از رشک قد و بالای تو
۱۳
من نیارم دیدن اندر تیره شب
۱۴
مه ز رشک روی روح افزای تو
۱۵
چون برون آیم ز زندان فراق
۱۶
تا نیارندم خط و طغرای تو
۱۷
پس بجویم من ترا و عاقبت
۱۸
کشته گردم آخر اندر پای تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.