زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۶۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای ببرده آب آتش روی تو
۲
عالمی در آتشند از خوی تو
۳
مشک و می را رنگ و مقداری نماند
۴
ای نه مشک و می چو روی و موی تو
۵
چشمکانت جاودانند ای صنم
۶
نرگس آمد ای عجب جادوی تو
۷
تیر عشقت در جهان بر من رسید
۸
غازیانه زان کمان ابروی تو
۹
زنگیانند آن دو زلف پای کوب
۱۰
بلعجب اندر نظاره سوی تو
۱۱
با خروش و با فغان دیوانه‌وار
۱۲
خاک پاشم بر سر اندر کوی تو
۱۳
هر کسی مشغول در دنیا و دین
۱۴
دین و دنیای سنایی روی تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.