زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۷۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ساقیا مستان خواب‌آلوده را آواز ده
۲
روز را از روی خویش و سوز ایشان ساز ده
۳
غمزه‌ها سر تیز دار و طره‌ها سر پست کن
۴
رمزها سرگرم گوی و بوسها سرباز ده
۵
سرخ روی ناز را چون گل اسیر خار کن
۶
زرد روی آز را چون زر به دست گاز ده
۷
حربه و شل در بر بهرام خربط سوز نه
۸
زخمه و مل در کف ناهید بر بط ساز ده
۹
هم بخور هم صوفیان عقل را سرمست کن
۱۰
هم برو هم صافیان روح را ره باز ده
۱۱
در هوای شمع عشق و شمع می پروانه‌وار
۱۲
پیشوای خلد و صدر سدره را پرواز ده
۱۳
چنگل گیراست اینک باز و باشهٔ عشق را
۱۴
صعوه پیش باشه و آن کبک رازی باز ده
۱۵
پیش کان پیر منافق بانگ قامت در دهد
۱۶
غارت عقل و دل و جان را هلا آواز ده
۱۷
پیش کز بالا درآید ارسلان سلطان روز
۱۸
پیش من بکتاش سرمست مرابه گماز ده
۱۹
ور همی چون عشق خواهی عقل خود را پاکباز
۲۰
نصفیی پر کن بدان پیر دوالک باز ده
۲۱
گر همی سرمست خواهی صبح را چون چشم خود
۲۲
جرعه‌ای زان می به صبح منهی غماز ده
۲۳
روزه چون پیوسته خواهد بود ما را زیر خاک
۲۴
باده ما را زین سپس بر رسم سنگ‌انداز ده
۲۵
جبرییل اینجا اگر زحمت کند خونش بریز
۲۶
خونبهای جبرییل از گنج رحمت باز ده
۲۷
بادبان راز اگر مجروح گردد ز آه ما
۲۸
درپه‌ای از خامشی در بادبان راز ده
۲۹
وارهان یک دم سنایی را ز بند عافیت
۳۰
تا دهی او را شراب عافیت پرداز ده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.