غزل شمارهٔ ۳۷۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای مهر تو بر سینهٔ من مهر نهاده
۲
ای عشق تو از دیدهٔ من آب گشاده
۳
بسته کمر بندگی تو همه احرار
۴
از سر کله خواجگی و کبر نهاده
۵
دستان دو دست تو به عیوق رسیده
۶
آوازهٔ آواز تو در شهر فتاده
۷
ابدال شکسته همه در راه تو توبه
۸
زهاد گرفته همه بر یاد تو باده
۹
مسپر ره بیداد و ز غم کن دلم آزاد
۱۰
ای داد تو ایزد ز ملاحت همه داده
۱۱
پیوسته سنایی ز پی دیدن رویت
۱۲
هم گوش بدر کرده و هم دیده نهاده
