غزل شمارهٔ ۳۸۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
پر کن صنما هلاقنینه
۲
زان آب حیات راستینه
۳
زان می که چو از خم سفالین
۴
تحویل کند در آبگینه
۵
حاجی به شعاع او به شب در
۶
تا مکه ببیند از مدینه
۷
آن دل که بیافت قبلهای زان
۸
بهتر ز حدائق و سکینه
۹
آن دل شود از لطافت حق
۱۰
اوصاف طرایف خزینه
۱۱
یکسان شود آنگهی بر او بر
۱۲
مرغ و بره و غم جوینه
۱۳
حیران شود او میان اصلاب
۱۴
چون کبک دری میان چینه
۱۵
گر نفس تو در ره خداوند
۱۶
چون خوک و چو خرس شد سمینه
۱۷
گر زان که شوی ز نصرت حق
۱۸
مانندهٔ نوح در سفینه
۱۹
گر روی کنی سوی سنایی
۲۰
چون پسته خوری تو شکرینه
