غزل شمارهٔ ۳۸۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
این چه رنگست برین گونه که آمیختهای
۲
این چه شورست که ناگاه برانگیختهای
۳
خوابم از دیده شده غایب و دیگر به چه صبر
۴
تا تو غایب شدهای از من و بگریختهای
۵
رخ زردم به گلی ماند نایافته آب
۶
کابرویم همه از روی فرو ریختهای
۷
چو فسون دانم کردن چه حیل دانم ساخت
۸
تا بدانم که تو در دام که آویختهای
۹
پس برآمیخت ندانم به جهان جز با تو
۱۰
که تو شمشاد به گلبرگ برآمیختهای
