غزل شمارهٔ ۳۸۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای جان و جهان من کجایی
۲
آخر بر من چرا نیایی
۳
ای قبلهٔ حسن و گنج خوبی
۴
تا کی بود از تو بیوفایی
۵
خورشید نهان شود ز گردون
۶
چون تو به وثاق ما در آیی
۷
اندر خم زلف بت پرستت
۸
حاجت ناید به روشنایی
۹
زین پس مطلب میان مجلس
۱۰
آزار دل خوش سنایی
۱۱
تا هیچ کسی ترا نگوید
۱۲
کای پیشهٔ تو جفانمایی
