غزل شمارهٔ ۴۱۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
روی چو ماه داری زلف سیاه داری
۲
بر سرو ماه داری بر سر کلاه داری
۳
خال تو بوسه خواهد لیکن هم از لب تو
۴
هم بوسه جای داری هم بوسه خواه داری
۵
زلف تو بر دل من بندی نهاد محکم
۶
گفتم که بند دارم گفتا گناه داری
۷
یکره بپرس جانا زان زلف مشکبویت
۸
تا بر گل مورد چون خوابگاه داری
۹
دل جایگاه دارد اندر میان آتش
۱۰
تو در میان آن دل چون جایگاه داری
۱۱
مست ثنای عشقست در مجلست سنایی
۱۲
گر هیچ عقل داری او را نگاه داری
