زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای پسر گونه ز عشقت دست بر سر دارمی
۲
گاه عشرت پیش تو بر دست ساغر دارمی
۳
ورنه همچون حلقهٔ در داردی عشقت مرا
۴
بر امیدت هر زمانی گوش بر در دارمی
۵
نیستی پشتم چو چنبر در غم هجران تو
۶
گر شبی در گردن تو دست چنبر دارمی
۷
ورنه بر جان و دل من مهربانستی دلت
۸
من ز دست تو به یزدان دستها بردارمی
۹
گر همه شب دارمی در کف می و در بر ترا
۱۰
ماه در کف دارمی خورشید در بر دارمی
۱۱
زر ندارم با تو کارم زان قبل ناساخته‌ست
۱۲
کاشکی زر دارمی تا کار چون زر دارمی
۱۳
در خرابات قلندر گر ترا ماواستی
۱۴
من نشیمن در خرابات قلندر دارمی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.