غزل ۱۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را
۲
ای مسلمانان نمیدانم گناه خویش را
۳
ای که پرسی موجب این نالههای دلخراش
۴
سینهام بشکاف تا بینی درون خویش را
۵
گر به بدنامی کشد کارم در آخر دور نیست
۶
من که نشنیدم در اول پند نیک اندیش را
۷
لطف خوبان گرچه دارد ذوق بیش از بیش، لیک
۸
حالتی دیگر بود بیداد بیش از بیش را
۹
حد وحشی نیست لاف عشق آن سلطان حسن
۱۰
حرف باید زد به حد خویشتن درویش را