غزل ۱۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بر سر نکشت درتب غم هیچکس مرا
۲
جز دود دل که بست نفس بر نفس مرا
۳
من سر زنم به سنگ و تو ساغر زنی به غیر
۴
این سرزنش میانهٔ عشاق بس مرا
۵
روزی که میرم از غم محمل نشین خود
۶
بهر عزا بس است فغان جرس مرا
۷
زین چاکهای سینه که کردند ره به هم
۸
ترسم که مرغ روح پرد از قفس مرا
۹
وحشی نمیزدم چو مگس دست غم به سر
۱۰
بودی اگر به خوان طرب دسترس مرا