غزل ۲۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را
۲
دادم از خاکستر گلخن صفا آیینه را
۳
پیش رندان حق شناسی در لباسی دیگر است
۴
پر به ما منمای زاهد خرقهٔ پشمینه را
۵
گنج صبری بیش ازین در دل به قدر خویش بود
۶
لشکر غم کرد غارت نقد این گنجینه را
۷
روز مردن درد دل بر خاک میسازم رقم
۸
چون کنم کس نیست تا گویم غم دیرینه را
۹
گر به کشتن کین وحشی میرود از سینهات
۱۰
کرد خون خود بحل ، بردار تیغ کینه را