غزل ۲۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفا
۲
گر بدو گویند بر در ، کیست گوید آشنا
۳
چیست باز این زود رفتن یا چنین دیر آمدن
۴
بعد عمری کامدی بنشین زمانی پیش ما
۵
چون نمیآید به ساحل غرقهٔ دریای عشق
۶
میزند بیهوده از بهر چه چندین دست و پا
۷
گفتهای هر جا که میبینم فلان را میکشم
۸
خوش نویدی دادهای اما نمیآری بجا
۹
چهره خاک آلود وحشی میرسد چون گرد باد
۱۰
از کجا میآید این دیوانهٔ سر در هوا