غزل ۹۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست
۲
اگر غلط نکنم از منش ملالی هست
۳
ز رشک قرب من ای مدعی خلاص شدی
۴
ترا نوید که بر خاطرش خیالی هست
۵
به رخصت تو که رفتیم و درد سر بردیم
۶
ترا ملالی و مارا هم انفعالی هست
۷
به بوستان تو گر مرغ ما نمیگنجد
۸
گرش ز بال درستی شکسته بالی هست
۹
تو بد مزاج چه بی اعتدال و بد خویی
۱۰
طبیعتی و مزاجی و اعتدالی هست
۱۱
سفارش دل خود با تو این زمان گفتم
۱۲
ز گریه روز وداع توام مجالی هست
۱۳
چو قصد رفتن آن کوی کرد وحشی گفت
۱۴
که فکر باطل و اندیشهٔ محالی هست