غزل ۱۲۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
به تنگ آمد دلم ، یک خنجر کاری طمع دارد
۲
از آن مژگان قتال اینقدر یاری طمع دارد
۳
نهادست از نکویانش بسی غمهای ناخورده
۴
ازین خونخوار مردم هر که غمخواری طمع دارد
۵
سحر گل خنده میزد بر شکایت گوییی بلبل
۶
که این نادان مگر کز ما وفاداری طمع دارد
۷
گناه گل فروشان چیست گو بلبل بنال از خود
۸
که یکجا بودن از یاران بازاری طمع دارد
۹
هوای باده ، ساقی ساده، صاف عشرت آماده
۱۰
کسی مست است وحشی کز تو هشیاری طمع دارد