غزل ۱۳۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ملول از زهد خویشم ساکن میخانه خواهم شد
۲
حریف ساغر و هم مشرب پیمانه خواهم شد
۳
اگر بیند مرا طفلی به این آشفتگی داند
۴
که از عشق پری رخسارهای دیوانه خواهم شد
۵
شدم چون رشتهٔای از ضعف و دارم شادمانیها
۶
که روزی یار، با آن گوهر یکدانه خواهم شد
۷
به هر جا میرسم افسانهٔ عشق تو میگویم
۸
به این افسانه گفتن عاقبت افسانه خواهم شد
۹
مگو وحشی کجا میباشد و منزل کجا دارد
۱۰
کجا باشم مقیم گوشهٔ ویرانه خواهم شد