غزل ۱۳۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
اینست کزو رخنه به کاشانهٔ من شد
۲
تاراجگر خانهٔ ویرانه من شد
۳
اینست که میریخت به پیمانهٔ اغیار
۴
خون ریخت چو دور من و پیمانهٔ من شد
۵
اینست که چشم تر من ابر بلا ساخت
۶
سیل آمد و بنیاد کن خانهٔ من شد
۷
اینست که چون دید پریشانی من ، گفت :
۸
وحشی مگر اینست که دیوانهٔ من شد