Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۱۴۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوش از عربده یک مرتبه باز آمده بود
۲
چشم پر عربده‌اش بر سر ناز آمده بود
۳
چشمش از ظاهر حالم خبری می‌پرسید
۴
غمزه‌اش نیز به جاسوسی راز آمده بود
۵
بود هنگامهٔ من گرم چنان ز آتش شوق
۶
که نگاهش به تماشای نیاز آمده بود
۷
غیر داند که نگاهش چه بلا گرمی داشت
۸
زانکه در بوتهٔ غیرت به گداز آمده بود
۹
چه اداها که ندیدم چه نظرها که نکرد
۱۰
بنده‌اش من که عجب بنده نواز آمده بود
۱۱
آرزو بود که هر لحظه به سویت می‌تاخت
۱۲
داشت می‌دانی و خوش در تک و تاز آمده بود
۱۳
وحشی از بزم که این مایهٔ خوشحالی یافت
۱۴
که سوی کلبهٔ ما با می و ساز آمده بود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.