غزل ۱۵۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود
۲
بودش گمان مهر وهنوزش یقین نبود
۳
اقرار مهر کردم وگفتم وفاکنی
۴
کشتی مرا قرار تو با من چنین نبود
۵
انکار مهر سد ره سد تغافل است
۶
اما چه سود چون دل ما پیش بین نبود
۷
من خود گره به کار خود انداختم که تو
۸
زین پیش با منت گرهی بر جبین نبود
۹
افسانهایست بودن شیرین به کوهکن
۱۰
آن روز چشم فتنه مگر در کمین نبود
۱۱
وحشی کسی که چشم وفا داشتم ازو
۱۲
زود ازنظر فکند مرا چشم این نبود