غزل ۱۸۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد
۲
که به جاندادن من گریهٔ بسیار نکرد
۳
که مرا در نظرآورد که از غایت ناز
۴
چین برابر و نزد و روی به دیوار نکرد
۵
هیچ سنگین دل بیرحم به غیر از تو نبود
۶
که سرود غم من در دل او کار نکرد
۷
روح آن کشتهٔ غم شاد که تا بود دمی
۸
یار غم بود و شکایت ز غم یار نکرد
۹
روز مردن ز تو وحشی گلهها داشت ولی
۱۰
رفت از کار زبان وی و اظهار نکرد