غزل ۱۸۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هرکه یار ماست میل کشتن ما میکند
۲
جرم یاران چیست دوران این تقاضا میکند
۳
میکند افشای درد عشق داغ تازهام
۴
این سیهرو دردمندان را چه رسوا میکند
۵
اشک هر دم پیش مردم آبرویم میبرد
۶
چون توان گفتن که طفلی با من اینها میکند
۷
از جنون ما تماشای خوشی خواهد شدن
۸
هر که میآید به کوی ما تماشا میکند
۹
دم به دم از درد وحشی سنگ بر دل میزند
۱۰
هر زمان درد دلی از سنگ پیدا میکند