Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۱۹۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سرخیی کان ز نی تیر تو پیدا باشد
۲
رنگ خونابهٔ خم جگر ما باشد
۳
رازها دارم و زان بیم که بدنام شود
۴
می‌کنم دوری از آن شوخ چو تنها باشد
۵
چون دهم جان کفنم پینهٔ مرهم گردد
۶
بسکه از تیغ توام زخم بر اعضا باشد
۷
ای خوش آن ناز که چون بر سر غوغا باشی
۸
اثر خنده ز لب های تو پیدا باشد
۹
چون تو در دیده نشینی نرود اشک بلی
۱۰
کی رود طفل زجایی که تماشا باشد
۱۱
میرم از دغدغه چون غیر نباشد پیدا
۱۲
که مبادا حرم وصل تواش جا باشد
۱۳
گل گل از سنگ جنون گشت تن ما وحشی
۱۴
آری آری گل دیوانگی اینها باشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.