غزل ۱۹۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکرد
۲
گر چه گستاخیست میگوییم پرخوبی نکرد
۳
با وجود کاروان مصر کز هم نگسلد
۴
یوسفی دارم که هرگز یاد یعقوبی نکرد
۵
کشت ما را هجر و یاری بر در سلطان وصل
۶
جامهٔ خون بستهٔ ما بر سر چوبی نکرد
۷
دورم از مطلب همان با آنکه هرگز هیچکس
۸
اینقدرها جهد در تحصیل مطلوبی نکرد
۹
با بلایی چون بلای هجر عمری کرد صبر
۱۰
آنچه وحشی کرد هرگز هیچ ایوبی نکرد