غزل ۱۹۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هرگز به غرض عشق من آلوده نگردد
۲
چشمم به کف پای کسی سوده نگردد
۳
آلوده نیم چون دگران این هنرم هست
۴
کز صحبت من هیچکس آلوده نگردد
۵
پروانهام و عادت من سوختن خویش
۶
تا پاک نسوزم دلم آسوده نگردد
۷
با بلهوس از پاکی دامان تو گفتم
۸
تا باز به دنبال تو بیهوده نگردد
۹
وحشی ز غمش جان تو فرسود عجب نیست
۱۰
جانست نه سنگست که فرسوده نگردد