غزل ۲۱۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کی اهل دل به کام خود از دوستان برند
۲
تا کارشان به جان نرسد کی ز جان برند
۳
از ما برید یار به اندک حکایتی
۴
چندان نبود این که ز هم دوستان برند
۵
شد گرم تا شنید ز ما سوز دل چو شمع
۶
آه این چه حرف بود که ما را زبان برند
۷
آنکس که گشت باعث سوز فراق ما
۸
یارب سرش به مجلس او شمعسان برند
۹
وحشی مبر به تیغ ز جانان که اهل دل
۱۰
از هم نمیبرند اگر از جهان برند