Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۲۱۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سرت از غرور خوبی به کسی فرو نیاید
۲
سر این غرور کردم که کمی درو نیاید
۳
بحلی ز من اگر چه همه باد برد نامم
۴
که کسی به کوی خوبان پی آبرو نیاید
۵
دل رشک پرور من همه سوخت چون نسوزد
۶
که بغیر داغ کاری ز تو تند خو نیاید
۷
ز بلای چشم شوخت نگریختم ز خود هم
۸
به نگاه کن سفارش که به جستجو نیاید
۹
تو بگوی مردی است این به کجا رود اسیری
۱۰
سر راه تو نگیرد به طواف کو نیاید
۱۱
تو به من گذار وحشی که غم تو من بگویم
۱۲
که تو در حجاب عشقی ز تو گفتگو نیاید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.