غزل ۲۲۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آخر ای مغرور گاهی زیر پای خود نگر
۲
زیر پای خود سر عجز گدای خود نگر
۳
این چه استغنا و ناز است ، این چه کبر و سرکشیست
۴
حسبهلله به سوی مبتلای خود نگر
۵
چون خرامی غمزه را بنشان بر آن دنبال چشم
۶
نیمکشت ناز خلقی بر قفای خود نگر
۷
این مبین جانا که آسان پنجه صبرم شکست
۸
زور بازوی غم مرد آزمای خود نگر
۹
باورت گر نیست از وحشی که میسوزد ز تو
۱۰
چاک در جانش فکن داغ وفای خود نگر