Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۲۳۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عشق می‌فرمایدم مستغنی از دیدار باش
۲
چند گه با یار بودی، چند گه بی یار باش
۳
شوق می‌گوید که آسان نیست بی او زیستن
۴
صبر می‌گوید که باکی نیست گو دشوار باش
۵
وصل خواری بر دهد ای طایر بستان پرست
۶
گلستان خواهی قفس، مستغنی از گلزار باش
۷
وصل اگر اینست و ذوقش این که من دریافتم
۸
گر ز حرمانت بسوزد هجر منت دار باش
۹
صبر خواهم کرد وحشی از غم نادیدنش
۱۰
من چو خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.